رها...

post

 

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب!
 
 
دوست دارم بمیرم و سیاه پوشت کنم، دوست ندارم بمانم و فراموشت کنم..
 
 
به اندازه ی...
بی خیال...
تو فکر کن دوستت ندارم
من از پس اندازه گرفتنش بر نمی آیم!
 
 
هوا سرد است اما سرما نمیخورم
تو نگران نباش ، کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را پوشانده است...
 
 
چه “شوری” میزند دلم وقتی
در چشم دیگران
انقدر “شیرین” میشوی!
 
 
گاهی تنها ماندن تمرین بدی نیست ، زیرا در همه حال باید منتظر بی وفایی بود
 
 
 
باران که می بارد ، دلم برایت تنگ تر می شود
راه می افتم ، بدون چتر ! من بغض میکنم ، آسمان گریه!
 
 
 
 
جدا موندن از کسی که دوستش داری فرقی با مردن نداره
پس عمری که بی تو میگذرد مرگیست به نام زندگی
 
 
 
 
هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم
ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد
خوش به حال تو که خودت را راحت کردی
یک خط کشیدی تنها ، آن هم روی من...
 
 
 
اینجا زمین است، زمین گرد است
تویی که مرا دور زدی!
فردا به خودم خواهی رسید
حال و روزت دیدنیست
 
 
 
دنیای آدم برفی ها دنیای ساده ایست
اگر برف بیاد هست ، اگر برف نیاید نیست
مثل دنیای من ، اگر تو باشی هستم ، اگر نباشی...!
 
 
 
 
عجیب است دریا… تا آدم را غرق خود می کند آن را پس می زند!
 
 
هر بار که می خواهم به سمتت بیایم
یادم می افتد “دلتنگی ” هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست.
 
 
قلب کال من در فصل دست های تو می رسد
فصلی برای تمام رویاها ، دستی برای تمام فصل ها.
 


+ نوشته شده در ساعت توسط رها | ارسال نظر(0)

post

 

در غمگين ترين لحظات زندگيم شادم که کسي نميداند که چقدر غمگينم . . .
 
 
مدتهاست نه به آمدن کسی دلخوشم
نه از رفتن کسی دلگیر ، بی کسی هم عالمی دارد . . .
 
 
خودم قبول دارم کهنه شده ام
 
آنقدر کهنه ، که می شود روی گرد و خاک تنم یادگاری نوشت
بنویس و برو . . .
 
 
وقتی چشمانم را روی هم میگذارم
خواب مرا نمیبرد ، تو را می آورد ، از میان فرسنگها فاصله . . . !
 
 
چیزی ویرانگرتر از این نیست
که دریابیم فریب همان کسانی را خورده‌ایم که باورشان داشته ایم
 
 
تنهایی قشنگ‌ترین حس دنیاست
چون برای داشتنش نیاز به هیـــــچ‌ کـــــس نداری . . . !
 
 
 
 
موهــــای بلنــــدم را
هیــــچ دوســــت نــــدارم
وقتــــی طنــــابِ دارم می شـــوند
بـــی نــــوازشِ دســــت های تـــــــو . . .
 
 
 
کسی که احساسات ِ تو رو بازی می گیره و تنهات میذاره
چند قدم اونورتر زیر ِ پایِ کسی دیگه داره لِه می شه
شک نکن . . .
 
 
برای من
مهر
در نگاه توست
 
نه اولین ماه پاییز . .
 
 
 
تنهایی من از جایی شروع شد که میان این همه "بود" منتظر یکی بودم که "نبود"
 
 
خواستم چشمهایت را از پشت بگیرم دیدم طاقت اسم هایی که میگویی را ندارم....
 
 
من ندار بودم عروسک قصه هایم پرید! دارا که باشی سارا خودش می اید....
 
گفتی که من به درد تو نمیخورم...!
اما هرگز نفهمیدی ... من تو را برای دردهایم نمیخواستم...
 
 
بر آنچه گذشت وآنجه شکست حسرت نخور زندگی اگر زیبا بود با گریه شروع نمی شد
 
 
آمدنت را حیران بنگرم یا رفتنت را مات بمانم...؟باد آورده را باد میبرد,قبول...اما دلم را که باد نیاورده بود...
 
 
همه چیز را فروختم جز آن صندلی که جای تو بود شاید آن روزی که برگشتی خسته باشی...
 
 
چگونه بفرستم" باورم" را برای تو تا باور کنی "فراموش کردنت"  کار من نیست....
 
 
 
 


+ نوشته شده در ساعت توسط رها | ارسال نظر(0)

post

 

دنیای زیر آب
شبیه دنیای چشمهای توست
هر چه بیشتر دست و پا می زنم
بیشتر غرق می شوم
 
 
بهشت فاصله ی پلک بالا و پایین من است ، وقتی که به “تو” نگاه میکنم
 

گفتی دوستم داری به اندازه قطرات بارانی که بر روی صورتت میریزد
و من هم دوستت دارم بدون توجه به چتری که روی سرت گرفتی
 
 
لکنت زبان هم بهانه ی خوبیست برای مزه مزه کردن اسمت
 
 
چشمهایت زمین سبز محبت بود و من قانون جاذبه اش را وقتی فهمیدم که سیب سرخ دلم افتاد
 
 
من چک نویس احساسات تو نیستم ، “دوستت دارم” هایت را جای دیگری تمرین کن
 
 
کاش می دانستی در این کویر تنهایی تو را داشتن حس خیس باران است !
 
 

وقتی ناله های خرد شدنت زیر پای باران نوای دل انگیزی شد
چه فرقی می کند برگ سبز کدامین درختی . . .
 
رویاهایم را امشب میگذارم پشت در ، بیچاره رفتگر ، چه بار سنگینی دارد
 
 
مرهم زخم هایم کنج لبان توست ، بوسه نمیخواهم ، سخن بگو
 
 
مهم نیست
دور باشی
یا که نزدیک
از روبه رو بیایی
یا که روی بگردانی از من
ماه را از هر طرف که ببینی ماه است 
 
 
تو تغییر نور را در آسمان تماشا می‌کنی
من چشمهای تو را . . .
 
 
دوام نمیاورم سرمای زمستان امسال را
باید کوچ کنم…  به قشلاق آغوشت . . .
 
 
خیابانهای تنهایی دلی ولگرد میخواهد و اوازم بدون تو سکوتی سرد میخواهد
برایت مرده بودم تا برایم تب کند قلبت….ولی حتی نپرسیدی دلت همدرد میخواهد؟؟
 
 
من که نباشم دنیا یک “من”کم دارد
تو که نباشی من یک “دنیا” کم دارم . . .
 
با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارمــ خاص ترین مخـاطب خـاص دنیـا !
 
اندوهی برای من نیست

چون

آنکه مرا دوست دارد اگر هزار دلیل برای رفتن باشد

رهایم نخواهد کرد

او یک دلیل برای ماندن خواهد یافت . .
 
 
دلــــــم

اگـــر بــرای ِ تــو تـنگ مـی شــود

ببخـش !

روزم ایـن گـونه ، قـشنـگ مـی شـود . . .
 
 
 
همه ی کارهایت را بخشیدم

جز آن تردید آخر هنگام رفتنت

که هنوز مرا

به برگشتنت امیدوار نگه داشته . .
 
 
تو میدانی از مرگ نمیترسم،

فقط، حیف است،

هزار سال بخوابم و خواب تو را نبینم . . .
 
 
 


+ نوشته شده در ساعت توسط رها | ارسال نظر(14)

post

 

گاه سرسری رد شو و زندگی کن…دقت،”دق ت” میدهد!
 
ا دیروز …هرچه می نوشتم عاشقانه بود !از امروز …هرچه بنویسم صادقانه است !عاشقانه دوستت دارم
 
نزر کردم اگر نیایی پیاده از یادت برم
 
میگوید:آخرخنده گریه است
بهانه ای جورکن بخندم!
بغضی درگلودارم!
 
 
 
این بار که آمدی
دستانت را روی قلبم بگذار
تا بفهمی این دل با دیدن تو نمی تپد
میلـــرزد
 
 
 
 
دلم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ، به کدامین بهانه حواسش را پرت کنم !
 
 
 
عاشق ترین مرد، آدم بود
که بهشت را به لبخند حوا فروخت
 
 
نمی دانی چه رنجیست ماندن
وقتی همه برای رفتن تو دعا می کنند . . .
تنهایی قشنگ‌ترین حس دنیاست
چون برای داشتنش نیاز به هیـــــچ‌ کس نداری . . . !

 
 
نمیدانم چرا بین این همه آدم پیله کردم به تو !
شاید فقط با تو پروانه میشوم . . . !

 
 
هیچ میدانستی
زیباترین عاشقانه ای که برایم گفتی
وقتی بود که اسمم را با “میم” به انتها رساندی . . .
 
 
هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن
به هر حال دارم فراموش میکنم فراموش شدنم را . . .
 
 
 
گرگ هم که باشی
عاشق بره ای خواهی شد
که تو را به علف خوردن وا می دارد
و رسالت عشق این است
شدنِ آنچه نیستی !
 
 
 
دوست داشتن ، نه در ازدحام روز گم می شود
نه در خلوت شب
خفته یا بیدار دوست می دارمت . . .
 
 
من دیوانه ی آن لحظه ای هستم که تو دلتنگم شوی
و محکم در آغوشم بگیــری
و شیطنت وار ببوسیم
و من نگذارم !
عشق من ، بوسه با لجبازی ، بیشتر می چسبد !
 
 
 
یک سبد دعای خوشبختی مال تو
دست من بود می گفتم همه دنیا مال تو
 
دوستت دارم
این تعارف نیست
زندگی من است . . .
 
 
چشم من چشمه ی زاینده ی اشک
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود . . .


+ نوشته شده در ساعت توسط رها | ارسال نظر(2)