post
می روی و من تحمل می کنم نبودنت را
می مانم و تو فراموش می کنی بودنـم را
می مانم و تو فراموش می کنی بودنـم را
دیروز می مردن ، فراموش می شدن آرام آرام …
امروز چه زود از یاد می رویم بی آنکه بمیریم …
امروز چه زود از یاد می رویم بی آنکه بمیریم …
روزگار استاد فراموشی هاست ، امید وارم شاگردش نباشی !!!
تصمیم گرفتم آنقدر کمیاب شوم شاید دلی برایم تنگ شود ، ولی افسوس فراموش شدم !
“بر باد رفته” صد بار بهت است از “از یاد رفته” !
به یاد آوردنت هر روز ، درد آورترین شکل فراموشی ست !
میدونی بن بست زندگی کجاست ؟
جایی که نه حق خواستن داری نه توانایی فراموش کردن …
جایی که نه حق خواستن داری نه توانایی فراموش کردن …
برات گردنبندی از گریه خریدم !
یادت باشه اگه فراموشم کنی ، گریه هام گردن توست !
یادت باشه اگه فراموشم کنی ، گریه هام گردن توست !
کاش مىشد بدونى که فراموش کردنت مثل برآورده شدن آرزوهایم محال است …
نبودن هیچگاه به تلخی فراموش کردن یک بودن نیست …
خاطرات ناقوس هایی هستند که در ایام فراموشی به صدا در می آیند …
ما بخار شیشه ایم ؛ نازمون کنی اشکمون در میاد چه برسه فراموشمون کنی !
+ نوشته شده در جمعه 02 فروردین 1392 ساعت 01:10 توسط رها
|
ارسال نظر(10)
